«خبرنگاران و مخاطبان اخبار حوادث افسرده‌ترند»

 

هفتمین شب حادثه پلاسکو

اولین نشست اینترنت و جامعه با موضوع «پیامدهای روانی اجتماعی پوشش اخبار بحران در فضای مجازی» (با نگاهی به حادثه پلاسکو) امروز، ۱۲ بهمن‌ ماه برگزار شد.

به گزارش ایسنا، این نشست در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از ساعت ۱۳ تا ۱۵ برگزار شد.

در این نشست هادی خانیکی (رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات)، احمد جلیلی (رئیس انجمن روان‌پزشکی ایران) و فردین علیخواه (عضو هیات علمی جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان) به عنوان سخنران حضور داشتند.

در ابتدای مراسم هادی خانیکی، رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات با یادی از آتش‌نشانان و قربانیان پلاسکو  گفت: ما از این به بعد پلاسکویی شدن ارتباطات، مدیریت و خدمات شهری را در جامعه شاهد هستیم. بخش مهمی از مطالعات پیش روی ما به این موضوع اختصاص خواهد یافت. مباحث امروز این نشست نیز درآمدی بر مباحث جدی‌تر است. برای اینکه حادثه پلاسکو به فراموشی سپرده نشود این نشست را برگزار کردیم.

 

 

پیام‌های فراگیر شبکه‌های اجتماعی با موضوع پلاسکو

فردین علیخواه - عضو هیات علمی جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان - با اشاره به متحول شدن رسانه‌ها بیان کرد: در دهه اخیر فضای مجازی بسیار تغییر کرده است و رسانه‌های گروهی (mass media) به سمت رسانه‌های فردی ((my media) رفته است. تلفن همراه ساخته شد و شبکه‌های اجتماعی، معادلات رسانه‌های سنتی را به هم ریخت و نگاه فرستنده و گیرنده نیز زیر سوال رفته است.

او در ادامه گفت:‌ نقش شبکه‌های اجتماعی در تمام دنیا بسیار مهم است. زمانی نقش رسانه‌های قدیمی در پیوند ارتباطات سیاسی و جامعه‌پذیری سیاسی بسیار مهم بود اما امروزه شبکه‌های اجتماعی نقش رسانه‌های قدیمی را زیر سوال برده است. شبکه‌های اجتماعی جدید سهم زیادی در جامعه‌پذیری سیاسی دارند.

علیخواه با بیان اینکه مقاله شهروند خبرنگار دکتر خانیکی از واژه رسانه‌ جایگزین استفاده کرده است، یادآور شد: رسانه جایگزین روایت‌های جایگزینی را به وجود می‌آورد و امروزه رسانه‌های جایگزین در کشور ما فراوان شده است و کسوت‌گرایی در رسانه به وجود آمده است؛ بنابراین روایت‌ها نیز افزایش پیدا کرده است.

این استاد دانشگاه با اشاره به نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در حادثه پلاسکو بیان کرد:‌ من ۵۰ تا ۶۰ پیام مربوط به پلاسکو را در شبکه‌های اجتماعی بررسی کردم و نتایج خود را در شش گروه دسته‌بندی کردم. اولین مساله‌ای که در شبکه‌های اجتماعی به وفور دیده می‌شد، جانفشانی آتش‌نشان‌ها بود. شبکه‌های اجتماعی انعکاس بسیاری از زحمات و فداکاری آتش‌نشان‌ها داشتند اما این برجسته‌سازی یک پیام باعث می‌شود که پیام‌های دیگر ضعیف شوند. در سیاست نیز این اتفاق بسیار می‌افتد.

او افزود: دسته دیگری از پیام‌های شبکه‌های اجتماعی مربوط به سرزنش کردن سلفی‌بگیران با این حادثه بود. عده‌ای نوجوان عکس‌هایی را با حادثه پلاسکو گرفته بودند که باعث شد سیل عظیمی از ناسزاها به سمت آن‌ها روانه شود. این اتفاق نشان دهنده کمال‌گرایی در جامعه ماست زیرا به عنوان یک پژوهشگر رسانه این مشکل سلفی گرفتن را در تمام دنیا می‌بینم و فقط مختص ایران نیست. در کشورهای اروپایی نیز این اتفاق افتاده است. برای مثال هواپیمایی در قاهره دزدیده شد و یک نوجوان در هواپیما از هواپیماربا خواست از او عکس سلفی بگیرد. اگر این عکس را در اینترنت جست‌وجو کنید متوجه خواهید شد.

 

 

فردین علیخواه با اشاره به دسته دیگری از پیام‌ها که به نقد مسؤولان در شبکه‌های اجتماعی مربوط می‌شد، گفت: من در نقدهایی که به مسؤولان می‌شد نقد جدیدی ندیدم و شورای شهر تهران یک یا دو نفر عضوی دارد که اغلب مواقع خوراک رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌شود و این امر باعث می‌شود که دیگر مسؤولان در پشت او پنهان شوند، زیرا هر نوع ناشایستگی را آن فرد به دوش می‌کشد. دسته چهارم پیام‌ها نیز به مقایسه امکانات ایران و کشورهای غربی مربوط می‌شود و دسته پنجم نیز به انعکاس رفتار مثبت مردم در حادثه پلاسکو مرتبط است.

این عضو هیات علمی جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان با اشاره به آخرین دسته پیام‌ها در شبکه‌های اجتماعی بیان کرد:‌ حادثه پلاسکو یک طرف بحث بود و تفاسیر این حادثه بحث دیگری است که بسیار مهم و تأثیرگذار است. در شبکه‌های اجتماعی یک نوع پچ‌پچی وجود دارد، این پچ‌پچ برای پیدا کردن چرایی ریختن ساختمان پلاسکو است. بسیاری از افراد معمولی درباره این حادثه صحبت می‌کنند.

او با اشاره به آثار اجتماعی این حادثه بیان کرد: نقش رسانه‌ها بعد از حادثه پلاسکو بسیار مهم است و باید درباره این موضوع که رسانه چگونه به حادثه پلاسکو باید بپردازد و نقش ایفا کند تحقیقات زیادی انجام شود. در این راستا بسیاری از روان‌شناسان،‌ روان‌پزشکان و کارشناسان نیز تحقیقاتی انجام داده‌اند.

این استاد جامعه‌شناسی با بیان اینکه شیوه انعکاس خبر بر روان و رفتار مردم تأثیر دارد، تصریح کرد: با انعکاس این اخبار ترس از حوادث در میان مردم بوجود می‌آید. برخی تحقیقات نیز نشان می‌دهد که ترس از حوادث در میان مردم به دلیل پیگیری فجایع و حوادث است. در کشورهای توسعه یافته ما شاهد هستیم که وقتی تیراندازی در مدارس اتفاق می‌افتد به سراغ دانش‌آموزان آن مدرسه می‌روند تا از لحاظ روانی آن‌ها را بسنجند و تأثیرپذیری این دانش آموزان از اخبار حوادث را بررسی می‌کنند.

او در ادامه گفت: بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر نیز کسانی که در هفته شش ساعت فرو ریختن این ساختمان را می‌دیدند ۹ برابر بیشتر از افراد دیگر دچار افسردگی می‌شدند. کسانی که اخبار را در شبکه‌های اجتماعی پیگیری می‌کنند و به اصطلاح پرمصرف هستند ترس‌شان نیز بیشتر است.

علیخواه با اشاره به خبرنگاران حوزه حوادث گفت: خبرنگاران حوزه حوادث بیشتر از سایر افراد افسرده می‌شوند و به الکل پناه می‌برند. آمار کسانی هم که حوادث را در شبکه‌های اجتماعی پیگیری می‌کنند بسیار نگران‌کننده است زیرا باعث دلزدگی آن‌ها از جهان می‌شود. در فضای مجازی نیز این نگرانی وجود دارد که پیگیری اخبار حوادث باعث حساسیت‌زدایی افراد می‌شود مانند اخبار سوریه و کشتار افراد که برای بسیاری از مردم عادی شده است.

او با اشاره به حوادث اخیری که در کشور رخ داده است، یادآور شد: در هفت، هشت ماه گذشته حوادث بسیاری در کشور اتفاق افتاده است که می‌توان از حوادثی چون حادثه اتوبوس سربازان و دست‌فروش فومنی، فوت عباس کیارستمی، برخورد دو قطار مسافربری، فوت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی و حادثه پلاسکو، سیل سیستان و بلوچستان نام برد که انعکاس این اخبار و حوادث را در شبکه‌های اجتماعی به فراوانی می‌بینیم. فضای مجازی با این حجم از پیگیری حوادث من را نگران می‌کند زیرا کلیت جامعه را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

 

این استاد دانشگاه با اشاره به شبکه‌های اجتماعی گفت:‌ در شبکه‌های اجتماعی ما دو اصطلاح را می‌بینیم خودترمیم‌گری و خودتخریب‌گری. خود ترمیم‌گری به این معنی که گاهی انعکاس اخبار در جامعه باعث ترمیم می‌شود. آنچه در شبکه‌های اجتماعی بازنمایی می‌شود حالتی از تمسخر و تنفر را به نمایش می‌گذارد به این معنی که افراد جامعه نمی‌توانند بعد از یک حادثه در شبکه‌های اجتماعی به شکل منطقی با هم صحبت کنند و به تمسخر و تنفر روی می‌آورند و این امر باعث تخریب‌گری می‌شود. در واقع پیام‌هایی که در این شبکه‌ها دست به دست می‌شود یأس و ناامیدی از جامعه را به بار می‌آورد.

او در ادامه گفت: این پیام‌ها هراس از زندگی در ایران را شکل می‌دهد و تنفر از اتفاقات را به بار می‌آورد و حتی این تصور به وجود می‌آید که جوامع غربی بهترین مکان برای زندگی هستند.

علیخواه با اشاره به فرو ریختن ساختمان پلاسکو اضافه کرد: مرکز سلامت روان افرادی را به خانه‌های آتش‌نشانان می‌فرستاد و همچنین افرادی را به محل حادثه فرستاد برای اینکه با افراد آسیب‌دیده صحبت کنند. این اتفاق بسیار خوب است اما ما نیازمند یک مدیریت کلان نیز هستیم. این مدیریت برای مردمی که در حادثه حضور نداشتند اما روان‌شان آسیب‌دیده است لازم است. برخی مسؤولان باید فکری برای دلخوشی و شادی مردم کنند تا امید به زندگی و شادی مردم افزایش پیدا کند.

این عضو هیات علمی جامعه‌شناسی دانشگاه گیلان با اشاره به مدیریت رسانه گفت:‌ مسؤولان به فضای مجازی بسیار کمک کرده‌اند که به سمت خودتخریب‌گری بروند. زیرا مسؤولان کشور هیچ مسؤولیتی در این حادثه را به عهده نگرفتند و رسانه‌های رسمی نیز کاری برای این مسؤولیت‌پذیری نکردند.

او با اشاره به سواد رسانه‌ای در حوزه شبکه اجتماعی گفت: سواد رسانه‌ای در حوزه شبکه اجتماعی بسیار اهمیت دارد زیرا باید بدانیم که هر چیزی که در شبکه اجتماعی می‌نویسم تأثیر بسیاری بر مردم دارد و باید این پیام‌ها را مدیریت کنیم. تحقیقات نیز در حوزه سواد رسانه‌ای در شبکه‌های اجتماعی بسیار ضعیف است. شاید روان‌شناسان بتوانند در این مسیر گامی بردارند. شفافیت در مسائل نیز مشکل دیگری است که مسؤولان باید به آن توجه کنند.

این استاد دانشگاه با اشاره به ایجاد برنامه‌ای برای شادی و دلخوشی مردم گفت: بعد از حادثه پلاسکو باید برنامه کلانی برای شادی و دلخوشی مردم بوجود بیاید زیرا تقدیرگرایی کوری در میان جوانان ما به وجود آمده است و این برنامه‌های شاد می‌تواند فضایی برای ارتقاء امید اجتماعی ایجاد کند.

 

گاهی نگفتن برخی اخبار به نفع جامعه است

احمد جلیلی، رئیس انجمن علمی روان‌پزشکان ایران در ادامه مراسم با اشاره به بهداشت عمومی و روانی این حادثه،  گفت: ما از منظر بهداشت عمومی و روانی به حادثه پلاسکو نگاه می‌کنیم و به این پرسش پاسخ ‌می‌دهیم که بهداشت روانی چگونه می‌تواند از اختلالات روانی جلوگیری کند. ما در جامعه اختلالات روانی سطح یک را داریم؛ به این معنی که چگونه افراد جامعه می‌توانند با اختلالات روانی مبارزه کنند و به آن دچار نشوند. با امکانات موجود در کشور ما ریشه‌کن کردن اختلالات روانی تقریبا غیرممکن است. اختلالات روانی همواره در سطح کشورها بوده و آمارهای متفاوتی نیز در این باره ارائه شده است. برای مثال سال‌های گذشته آماری ارائه شد که ۲۵ درصد از مردم دنیا از اختلالات روانی رنج می‌برند، اما می‌توان گفت که اختلالات روانی بستگی به مکان، زمان و شرایط زندگی افراد دارد.

او با اشاره به اختلال روانی سطح دو، گفت:‌کسانی که دچار آسیب بیماری روانی شده‌اند، جزو این سطح هستند. این افراد باید هر چه زودتر برای درمان کامل تحت مداوا قرار بگیرند.

جلیلی در ادامه گفت: سطح سه این اختلالات نیز مربوط به کسانی است که ناتوان شده‌اند و نیاز به کمک‌های مددکاران و روان‌پزشکان برای بازگشت به جامعه دارند. اگر کشور ما بتواند در این سه سطح موفق شود، به این معنی است که بهداشت روانی و عمومی خوبی در کشور داریم.

او با اشاره به اینکه در حادثه پلاسکو ما بیشتر با سطح یک این اختلالات مواجه هستیم، گفت:‌ مردم باید بدانند که در این حوادث چگونه رفتار کنند تا دچار آسیب کمتری شوند. فضای مجازی سیمای ظاهری و باطنی دنیا را عوض کرده است. همه مردم دستگاهی به نام گوشی موبایل دارند که همیشه همراهشان است و در طول شبانه‌روز از آن بسیار استفاده می‌کنند که این امر باعث کاهش ارتباطات رو در رو نیز شده است.

 

 

رییس انجمن روان‌پزشکی ایران با بیان اینکه تأثیر حوادث را می‌توان در دو شکل بررسی کرد، گفت: شکل کلاسیک شامل رادیو، تلویزیون، روزنامه و مجلات می‌شود و زمانی که این حوادث رخ می‌دهد سازمان جهانی بهداشت و اداره سلامت روان قواعدی را ایجاد می‌کند که همین رسانه‌های کلاسیک بدانند چگونه رفتار کنند که آسیب کمتری به مردم وارد کنند. برخی از اهالی رسانه معتقدند که خبر خوب خبر نیست و خبر، خبر بد است زیرا بیشتر میان مردم بازتاب پیدا می‌کند. اهالی رسانه باید پیامد خبررسانی را بدانند و متوجه شوند که گاهی اوقات نگفتن و سانسور برخی اخبار اسمش سانسور نیست، بلکه به نفع جامعه است؛ برای مثال ما صحنه خودکشی و اسم کسی که خودکشی کرده را در رسانه‌هایمان بازتاب نمی‌دهیم و تازگی‌ها نیز مشاهده می‌کنیم که خبرگزاری‌ها موارد خودکشی را با عنوان فوت انتشار می‌دهند. اهالی رسانه نیز به این نتیجه رسیده‌اند که این روش برای سلامت روان جامعه بهتر است.

او با اشاره به عملکرد شبکه خبر در حادثه پلاسکو، گفت: شبکه خبر در طول این مدت که حادثه پلاسکو اتفاق افتاد، در گوشه‌ای تصویر این حادثه و آواربرداری را نشان می‌داد. این امر باعث افزایش استرس مردم می‌شد و بر سلامت مردم تأثیر داشت. رسانه ملی گاهی اوقات حوادث ناخوشایند را برجسته می‌کند و با این کار بی‌تفاوتی در جامعه را به بار می‌آورد.

او در ادامه گفت: نحوه پوشش خبر و اطلاع‌رسانی بسیار اهمیت دارد. برخی اوقات رسانه‌ها سوز خبر را بیشتر می‌کنند. شاید با این کار در خبررسانی موفق شوند اما عواقبی را به بار می‌آورند. اگر ۶۰ سال پیش ساختمان پلاسکو می‌سوخت و فرو می‌ریخت انعکاس و آثار تخریبش به این شکل نبود. بیشترین اتفاقی که حادثه پلاسکو برای مردم رقم زد افسردگی و ناامیدی بود.

او با اشاره به عملکرد خبرنگاران حوزه حوادث، بیان کرد: کسانی مانند خبرنگاران که به اجبار با حوادث سروکار دارند، ابتدا باید آموزش ببینند و تربیت شوند تا آمادگی برای انتشار خبرهای ناخوشایند را پیدا کنند. علاوه بر این، خبرنگارانی که در صحنه حوادث نیز حضور پیدا می‌کنند با راهکارهایی باید مراقبشان بود؛ برای مثال باید افراد آگاهی را فرستاد تا با آن‌ها صحبت کنند.

او در پایان سخنانش گفت: غافلگیری ما ادامه دارد و چه زمانی قرار است از این حوادث درس بگیریم، معلوم نیست.

 

چند روزنامه‌نگار آشنا با بحران داریم؟

 

هادی خانیکی، رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات در ادامه با جمع‌بندی مباحث بیان کرد:‌ در حوزه ارتباطات شوک و تکانی که حادثه پلاسکو در جامعه بوجود آورد بسیار فراگیر بود. این حادثه روز پنج‌شنبه و در آستانه تعطیلی رسانه‌ها که جریان اصلی خبررسانی بودند اتفاق افتاد و به همین دلیل فضای مجازی به صورت گسترده‌تری توانست این اخبار را پوشش دهد. حادثه پلاسکو باعث شد که خیلی از افراد به این مساله توجه کنند که چه تعداد ساختمان‌ مانند پلاسکو در شهر تهران وجود دارد و علاوه بر این ضعف مدیریت شهری آشکار شد. در واقع این جریان نقد همه علیه همه شد.

 

 

 

او در ادامه گفت: اگر فردی بیاید و اخبار منتشر شده این حادثه را تحلیل محتوا کند متوجه خواهد شد که کسی از نقد در امان نبود. بزرگترین مسئله‌ای که باید بعد از این حادثه به آن پرداخته شود ایمنی ساختمان‌های بلند است. در واقع ارتباطات بحران در اینجا مهم است.

او با طرح این پرسش که چه کاری می‌توان انجام داد که حادثه‌ای مثل پلاسکو اتفاق نیفتد، گفت: باید به سمت پیشگیری، درمان و توانمند شدن برویم و ابتدا باید سهم ارتباطات مخاطره و بحران را پیدا کنیم زیرا مخاطرات باعث می‌شود که جامعه به سمت هوشیاری برود و ضعف‌های خود را پیدا کند.

او در ادامه با اشاره به اطلاع‌رسانی و حساس‌سازی شبکه‌های اجتماعی، گفت:‌ شبکه‌های اجتماعی در حادثه پلاسکو باعث اطلاع‌رسانی پررنگ و قوی شدند و بعد از انتشار این اخبار در شبکه‌های اجتماعی، توجه به حقوق شهروندی افزایش پیدا کرد؛ برای مثال این سوال به وجود آمد که شهرداری باید فقط اخطار می‌داد یا وارد عمل می‌شد و در واقع این حساس‌سازی و اطلاع‌رسانی بُعد مثبت کار فضای مجازی بود. ارتباطات ریسک و مخاطره می‌تواند ما را از بحران نجات دهد.

او با اشاره به عملکرد روزنامه‌نگاران و خبرنگاران بیان کرد:‌ ما چه تعداد روزنامه‌نگار داریم که با بحران‌ها آشنا هستند و می‌دانند که در مواقع بحران چگونه باید رفتار کنند و چه خبرهایی را با حفظ ارزش‌های اخلاقی و حرفه‌ای می‌توانند منتشر کنند. ارزش‌های خبری ما یا منفی هستند یا مثبت. ما اخباری را داشتیم که بیانگر بُعد منفی حادثه پلاسکو بود که شاید صحت هم نداشت؛  برای مثال برخی رسانه‌ها گفتند افرادی که مفقود شدند، به دلیل بدهی‌هایشان خود را مفقود کرده‌اند.

خانیکی با اشاره به ارتباطات بحران گفت: اگر در جامعه به ارتباطات بحران توجه کنیم بار این حوادث و موضوعات تنها به دوش خبرنگار و روزنامه‌نگار نیست بلکه مسؤولان نیز وظیفه بزرگی دارند. مردم باید در بحران به هم کمک کنند و در این مرحله آموزش شهروندی اهمیت بسیاری دارد.

او در پایان گفت: ارتباطات بحران و ریسک با روزنامه‌نگاری بحران متفاوت است و نهادهای آموزشی و سیاسی باید به آن بپردازند.

در پایان مراسم نیز اعلام شد که نشست‌های خبری دیگری نیز با ابعاد سیاسی و حقوقی حوادث برگزار خواهد شد. 

کاری که آتش‌نشانان با جامعه کردند

 

پلاسکو ۲۴ ساعت بعد آتش سوزی

یک اسطوره‌شناس معتقد است: جامعه‌ای که مردم در آن به‌سادگی از کنار کارتن‌خواب‌ها و گورخواب‌ها رد می‌شوند و به آن‌ها توجه کمی نشان می‌دهند، با رخ دادن حادثه پلاسکو، یک‌باره مقابل کسانی قرار می‌گیرد که به‌خاطر جان دیگران، جان خودشان را از دست داده‌اند.

بهمن نامورمطلق در گفت‌وگو با ایسنا، درباره این‌که جامعه ما در فضای کنونی چقدر به داشتن اسطوره نیاز دارد؟ اظهار کرد: در این جامعه‌ی سردِ مدرنیته‌ی زمستانی، یک دفعه شعله‌هایی به‌وجود می‌آید که به جامعه گرما می‌دهد و کسانی حاضرند به‌خاطر دیگران ایثار کنند و فدا شوند. این قربانی شدن، جامعه را به خودش می‌آورد و فضای آن را تلطیف می‌کند. به جامعه می‌آموزد که می‌تواند جور دیگری باشد. نیاز نیست ما از جان خود بگذریم، اما حداقل می‌توانیم نسبت به مشکلات یکدیگر واکنش نشان دهیم.

برای درک فروپاشی پلاسکو به اسطوره نیاز داریم

او گفت: هضم حادثه‌های ناگوار بزرگ برای جامعه سخت است. ما برای آن‌که بتوانیم این حادثه‌ها را تحمل کنیم، باید خودمان را تسلی دهیم. بنابراین اگر نتوانیم خود را آرام کنیم، دچار بیماری اجتماعی خواهیم شد. اگر فردی در حادثه‌ای، عزیزی را از دست بدهد و دیگران او را تسلی ندهند و فرد نتواند خودش را آرام کند، دچار انواع بیماری‌های روانی خواهد شد، جامعه نیز همین‌طور است. یکی از فلسفه‌های مراسم گرفتن برای از دست‌رفتگان این است که فشار روانی آن‌هایی که باقی ‌مانده‌اند، کمتر شود تا بتوانند تعادل خود را حفظ کنند.

این اسطوره‌شناس اظهار کرد: ما برای آن‌که بتوانیم یک اتفاق بزرگ و فروپاشی ساختمان پلاسکو را درک کنیم تا تعادل‌مان از بین نرود، نیازمند اسطوره‌ها هستیم. اسطوره‌ها شکافی را که با یک فاجعه ایجاد می‌شود، برای ما پر می‌کنند و درد را قابل تحمل می‌کنند.

نامورمطلق با بیان این‌که بعد از آن‌که در هر جامعه‌ای اتفاق بزرگ فاجعه‌آمیزی رخ می‌دهد، ‌اسطوره‌ها خود به خود شکل می‌گیرند و ایجاد تعادل و تسلی می‌کنند، بیان کرد: بعد از فروپاشی برج‌های دوقلو و حادثه ۱۱ سپتامبر، شکاف بزرگی در جامعه آمریکایی به‌وجود آمد و نمی‌دانستند باید با آن چه کنند تا این‌که آتش‌نشانانی که در آن حادثه کشته شدند یا آسیب دیده بودند، به‌عنوان قهرمانان آمریکا معرفی شدند. ناخودآگاه انسان به‌دنبال این است که در آن لحظه، قهرمانانی به‌وجود آیند تا به او کمک کنند و آن فاجعه را برایش درک‌پذیر و قابل تحمل کنند.

آتش‌نشان‌ها تعادل روانی جامعه را حفظ کردند

او ادامه داد: ما در اسطوره‌شناسی بحثی داریم که می‌گوید، قربانی می‌دهیم تا انسجام را حفظ کنیم. در اسطوره‌شناسی اصلی به نام «جمعیت منهای یک» وجود دارد، یعنی یکی می‌رود تا همه دور هم جمع شوند. یکی خود را قربانی می‌کند تا آن جامعه از پراکندگی نجات پیدا کند. بعد از مسئله ساختمان پلاسکو، اگر از جان گذشتگی آتش‌نشانان را نداشتیم، همه جامعه به جان همدیگر می‌افتادند و سعی می‌کردند یکدیگر را متهم کنند تا تعادل روانی جامعه برهم بخورد.

معاون صنایع دستی و هنرهای سنتی اظهار کرد: نقشی که آتش‌نشانان در حادثه پلاسکو ایفا کردند، موجب شد تعادل روانی جامعه حفظ شود. قربانی شدن آن‌ها، از قربانی شدن کل جامعه جلوگیری کرد. درست است که بعد از این حادثه، عده‌ای یکدیگر را محکوم کردند و اغلب هم خودشان مقصر بودند، اما اگر آتش‌نشانان نبودند این سرکوبی، اختلاف و تضاد بسیار زیاد و حتی خطرناک‌تر از فروپاشی ساختمان پلاسکو برای جامعه می‌شد.

نامورمطلق افزود: اگر تضادها تداوم پیدا می‌کرد و آتش‌نشانان از خود گذشتگی نمی‌کردند و موجب وحدت و انسجام جامعه نمی‌شدند، فکرها به سمت آن‌ها معطوف نمی‌شد و آدم‌ها را دور هم جمع نمی‌کرد، جامعه بعد از فروپاشی ساختمان پلاسکو دچار فروپاشی‌های دیگری مثل روحی، روانی و اخلاقی می‌شد و این به‌مراتب خطرناک‌تر بود.

به‌جای پلاسکو باید یادمانی برای آتش‌نشان‌ها ساخته شود

او با بیان این‌که اسطوره‌ها با قربانی کردن خود، جامعه را حفظ و از یک خسارت بزرگ‌تر جلوگیری کردند، گفت: آتش‌نشانان از خلأ نسبی که بعد از ساختمان پلاسکو به‌وجود می‌آمد، جلوگیری کردند. جامعه ما نیازمند به این اسطوره‌هاست. آتش‌نشانان با رفتن‌شان معنای شهر را عوض کردند و شهری که معنای آن در حال از بین رفتن بود، با جان‌فشانی آن‌ها معنادار شد.

این اسطوره‌شناس اظهار کرد: به جای بنا کردن ساختمان دیگری در محل پلاسکو، باید یادمانی برای آتش‌نشانان بسازیم تا همیشه به یاد آن‌ها بیفتیم. از جان گذشتگی آتش‌نشانان یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌های شهر تهران شده است و ما نباید آن را از دست بدهیم. این موضوع موجب شد مردم در دنیا دور هم جمع شوند و به یاد این از جان گذشتگی به هم پیام دهند، در یک مراسم آیینی شرکت کنند، اشک بریزند و شمع روشن کنند.  

نامورمطلق اضافه کرد: آتش‌نشانان رفتند تا نه‌تنها ایرانی‌ها، بلکه بخش بزرگی از دنیا انسجام پیدا کند و به یاد این افراد بتواند دور هم جمع شود. این دستاورد بسیار بزرگ، از فروپاشی پلاسکو مهم‌تر است. ما با رفتن آتش‌نشانان یک سرمایه بزرگ معنوی را به‌دست آوردیم. همه دنیا فهمیدند که ایران، انسان‌های بزرگواری را تربیت کرده که حاضرند به‌خاطر دیگران از جان خود بگذرند. درست است که ساختمانی از بین رفت، اما جامعه ما دستاوردهای بالاتری را مثل فداکاری، اخلاق، ایثار و گذشت به‌دست آورده است.   

آوارهای پلاسکو برداشته شد؛ اولین اولویت کاری امروز چیست؟

 

 

 
روز گذشته عملیات آواربرداری ساختمان پلاسکو بعد از نه روز به پایان رسید. پیکر ۱۵ آتش‌نشان و ۴ شهروند از زیر آوار بیرون آمد. حفره‌ای که این روزها در چهار‌راه استانبول و از پس فروریختن ساختمان پلاسکو باقی مانده در دل و جان میلیون‌ها ایرانی هم که این چند روز داغ‌دار بودند همچنان باقی است. اما سوال مهم این جاست که امروز، اولین روز بعد از پایان آواربرداری پلاسکو چه باید بکنیم؟
کد خبر:۶۶۰۸۰۷
تاریخ انتشار:۰۹ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۴28 January 2017
 
روز گذشته عملیات آواربرداری ساختمان پلاسکو بعد از نه روز به پایان رسید. پیکر ۱۵ آتش‌نشان و ۴ شهروند از زیر آوار بیرون آمد. حفره‌ای که این روزها در چهار‌راه استانبول و از پس فروریختن ساختمان پلاسکو باقی مانده در دل و جان میلیون‌ها ایرانی هم که این چند روز داغ‌دار بودند همچنان باقی است. اما پرسش مهم این جاست که امروز، اولین روز بعد از پایان آواربرداری پلاسکو چه باید بکنیم؟

در این چند روز، بسیاری افراد از وضعیت قرمز چندین و چند برج و پاساژ و ساختمان در تهران سخن گفتند. به نظر نباید دایره مسأله را فقط به تهران محدود کرد، چه اینکه در یک سال گذشته حادثه آتش‌سوزی در مشهد و انزلی هم با اینکه به این گستردگی نبود، زنگ خطر را به صدا درآورده است؛ اما تنها مشخص کردن ساختمان‌های ناایمن کافی است؟

نهادها و سازمان‌هایی که بنا به بخشنامه‌ها و آیین‌نامه‌های قانونی مسئولیت تعطیلی بناهای ناایمن را دارند، چه‌کاری باید بکنند؟ آیا هزینه سنگینی که در پی سیاست سکوت و سهل‌انگاری در ماجرای پلاسکو پرداخت کردند، برایشان درس عبرتی ساخته؟ 

وظیفه مالکان، ساکنان و کسبه چیست؟ هم اکنون اگر نهادهای مربوطه، پنج برج ناایمن تهران را که از مراکز خرید مهم پایتخت هستند، تعطیل کنند، آیا مردم و کسبه همراهی می‌کنند؟ تأمین تجهیزات آتش‌نشانی هم از دیگر موضوعاتی بود که این روزها از آن زیاد نام برده شد. این موضوع در کجای این سناریو جای دارد و اولویت بندی می‌شود؟
 
داغ پلاسکو هنوز تازه است؛ بنابراین، تا به دست فراموشی سپرده نشده و تا حافظه کوتاه مدت ما آن را از یاد نبرده کاری کنیم. 

بدون توضیح!!!!

به‌جا مانده از فاجعه پلاسکو: عکس تاثیرگذاری که باید مختلسین از آن عبرت بگیرند

نشانه‌های تلخی از فراموشی حادثه پلاسکو‌، در 9 روز!

 

ابهامات پیرامون فروریختن ساختمان پلاسکو و حواشی‌اش آنقدر زیاد است که هرکداممان چندین گمان در ارتباط با آن شنیده‌ایم اما انبوه این گمانه زنی ها و حتی شایعات فراوانی که پیرامون این حادثه منتشر می‌شود، نتوانسته مانع از فراموش شدن اصل ماجرا در چند روز شود!
 
ابهامات پیرامون فروریختن ساختمان پلاسکو و حواشی‌اش آنقدر زیاد است که هرکداممان چندین گمان در ارتباط با آن شنیده‌ایم اما انبوه این گمانه زنی ها و حتی شایعات فراوانی که پیرامون این حادثه منتشر می‌شود، نتوانسته مانع از فراموش شدن اصل ماجرا در چند روز شود!

به گزارش «تابناک»، بسیاری از افرادی که برای نخستین بار تصاویر فروپاشی ساختمان پلاسکو و تبدیل آن به تلی از آوار را دیدند، تصاویر مشهور ریختن برجهای تجارت جهانی در آمریکا برایشان تداعی شد؛ شباهتی که شنیدیم تیتر نخست برخی رسانه های خارجی نیز شد، با این تفاوت که در یازده سپتامبر تهران، خبری از برخورد هواپیما نبود و «حریق» به تنهایی جور ریختن نخستین آسمانخراش ساخته شده در خاورمیانه را کشید.
 
البته برخی با این ادعا موافق نیستند و فرضیاتی مانند وقوع انفجار در طبقات فوقانی پلاسکو را مطرح می‌کنند و این گونه نتیجه می‌گیرند که برج 17 طبقه اسکلت فلزی نمی‌ریخت اگر انفجاری در آن رخ نداده بود. فرضیه‌ای که برخی از موافقانش، برای اثباتش دلایلی نیز می‌تراشند و مستنداتی نیز ارائه می‌کنند.
 
این در حالی است که فرضیات دیگری نیز در این خصوص مطرح شده است. از جمله فرضیه قدرتمندی که همان ساعات نخست پس از وقوع حادثه مطرح و موجب شد مقامات انتظامی و امنیتی نخستین تکذیبیه را در خصوص حادثه صادر نمایند؛ فرضیه نگهداری برخی مواد منفجره در این ساختمان که ساعاتی پس از ریختن ساختمان و رقم خوردن فاجعه، قویا تکذیب شد.
 
فرضیه وقوع حادثه‌ای تروریستی، دیگر گمانی بود که در این خصوص مطرح شد و موافقان و مخالفانی یافت. با این ملاحظه که هرچه از زمان وقوع حادثه دور شدیم، واقعی بودنش بیشتر زیر سوال رفت چراکه برخلاف تمامی حوادث تروریستی، در این رویداد هیچ تروریستی مسئولیت نپذیرفت.
 
این در حالی است که جدای گمانه‌زنی‌ها و شایعات مطرح در این باره، حدس و گمان های وارد و ناوارد زیادی در خصوص دیگر حواشی حادثه پلاسکو نیز مطرح می‌شود. از جمله درباره تعداد جان باختگان این رویداد و واقعی یا غیرواقعی بودن اخبار منتشر شده در این باره. روایت هایی که حجم انبوه اخبار منتشر و تکذیب شده پیرامون این حادثه، بر شمارشان افزوده و ابهامات این حادثه را بسیار فراوان کرده است.
 
 
 
 
 
این حجم از توجه عمومی به فرضیات مطرح در ارتباط با وقوع حادثه و رویدادهای پس از حادثه، در حالی‌ست که برخی نکات مهم و کلیدی در خصوص ریختن سازه 17 طبقه اسکلت فلزی واقع در قلب پایتخت به کل مورد توجه قرار نگرفته و هیچ تلاشی برای جلب توجه در این خصوص نیز صورت نگرفته و نمی‌گیرد. درست برخلاف دوران پس از فروریختن برجهای تجارت جهانی در آمریکا و دیگر کشورها!
 
هرچه پس از یازده سپتامبر در آمریکا، شخصیت های علمی و نهادهای قانونی کوشیدند چرایی فروریختن آن برج های مدرن را بررسی کرده، از منظر علمی آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و موجب شکل گیری جهشی در ساخت سازه ها در آینده شوند، در کشورمان، در حادثه فروریختن پلاسکو تنها چیزی که مورد توجه قرار نگرفت، بررسی علمی ماجرا بود.
 
رویکردی عجیب که شاید باورکردنی نباشد. از این رو که می‌دانیم متخصصان بسیاری در کشورمان در حوزه ساختمان مشغول به دانش اندوزی و انجام کارند و از دانشکده ها و پژوهشکده های مختلف گرفته تا امثال سازمان نظام مهندسی و وزارت مسکن و شهرسازی، نهادهای فراوانی نیز در این ارتباط فعالیت می‌کنند. مجموعه ای بزرگ از متخصصان و نهادهای مسئول که هرچه همگان کوشیدند درباره پلاسکو و حواشی آن کسب اطلاع کرده، بدانند و اظهار نظر نمایند، واکنش ایشان تنها سکوت بوده و بس!
 
انگار نه انگار که می‌بایست بررسی کرد چرا این سازه فروریخت؟ آیا در طراحی سازه آن خطایی وجود داشت، یا در اجرایش خوب عمل نشده بود؟ اگر ضعف سازه عامل ریختنش بود، چه می‌شد کرد که از فروریختنش جلوگیری شود و چه باید کرد در آینده سازه های مشابه یا حتی ساختمان های نوساز از گزند چنین آسیب های مرگباری در امان باشند؟
 
اصلا چگونه می‌شود فهمید اشکال پلاسکو چه بوده و چه چیزی عامل ریختنش شده؟ آیا بررسی این موضوع ایجاب نمی‌کند که کمیته ای متشکل از متخصصان شکل گرفته و بررسی این رویداد هولناک را در دستور کار قرار دهد؟ آیا برای ارزیابی های اینچنینی، شروع کار پیش از برچیدن آوارهای حادثه ضرورت نداشت؟
 
از همه اینها مهم‌تر، آیا میان انبوه نهادهایی که در حوزه شهرسازی و امور ساختمانی مشغول به فعالیت هستند و هزینه های موجه و غیرموجه زیادی به جامعه تحمیل می‌کنند، هیچ نهادی موظف به بررسی علمی و تخصصی حوادثی مانند فروریختن پلاسکو نیست؟ اگر نیست، پس کارکرد چنین نهادهایی چیست و اگر هست، پس چرا به فاصله 9 روز از وقوع یکی از هولناک ترین اتفاقات ساختمانی در کشورمان، هیچ اظهارنظر رسمی و تخصصی در این خصوص صورت نگرفته است؟ آیا این قصور بزرگ‌تر از قصوری که منجر به ریختن برج قدیمی و مشهور تهران شد، نیست؟!

روایتی جدید از ده دقیقه منتهی به فروریختن ساختمان پلاسکو +فیلم

 

 
چند تن از آتش نشانان که اوضاع وحشتناک داخل ساختمان را دیده‌اند، ترجیح می‌دهند چشم انتظار هیچ کمکی نمانده و بی فوت وقت، از پنجره ای در طبقه سوم یا چهارم پلاسکو جان خود را نجات دهند. در زمانی که شاهدان ماجرا نیز باور نمی‌کردند، دقایق واپسین عمر این برج را به نظاره نشسته‌اند!
 
چند تن از آتش نشانان که اوضاع وحشتناک داخل ساختمان را دیده‌اند، ترجیح می‌دهند چشم انتظار هیچ کمکی نمانده و بی فوت وقت، از پنجره ای در طبقه سوم یا چهارم پلاسکو جان خود را نجات دهند. در زمانی که خیلی هایمان نام پلاسکو را نشنیده بودیم و شاهدان ماجرا نیز باور نمی‌کردند دقایق واپسین عمر این برج را به نظاره نشسته‌اند!
 به گزارش «تابناک»، به فاصله حدود دو هفته از رقم خوردن اتفاقی شوم در قلب پایتخت و در حالی که هنوز ساعاتی از بدرقه باشکوه شهدای آن رویداد نگذشته، فیلمی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که روایتگر بخش های ناشنیده و کمتر شنیده شده‌ای از ماجراست؛ فیلمی با کیفیت پایین که استناداتی دست اول درباره این حادثه به دست می‌دهد و روایت دردناکش، محزون کننده است.

آن گونه که به نظر می‌رسد، فیلمبردار این روایت مستند، از همکاران سازمان آتش نشانی ا‌ست و تنها به هدف مستندسازی وقایع، در صحنه عملیاتی این چنین حساس حضور یافته است. با این یادآوری که فردی ناشناس از روی فیلم اصلی، فیلم گرفته و دلیل کیفیت پایین این مستند نیز همین است. روایتی که در صورت انتشار فیلم اصلی، آن هم نه برش خورده و کوتاه شده، می‌تواند کامل تر شده و بر نقاط تاریک دیگری از آن رویداد هولناک نور بتاباند.

اما این فیلم چه چیزی را روایت می‌کند و چرا انتشار آن حائز اهمیت است؟ پاسخ به این پرسش زمانی راحت می‌شود که یک بار به تماشای آن بنشینید تا دریابید که به راستی در پلاسکو چه اتفاقی رخ داد، چگونه از خیل جمعیت حاضر در صحنه تنها شمار معدودی جان باختند و شهید شدند، چه اتفاقی رخ داد که آتش نشانان شهید نتوانستند از ساختمان خارج شوند و ده ها پرسش و ابهام دیگر.

سؤالاتی که در روزهای گذشته از زمان فروریختن پلاسکو تا کنون بارها و بارها مطرح شده‌اند و کمتر به پاسخی قانع کننده رسیده‌اند و از آن بدتر، گاه به تقویت فرضیاتی منجر شده‌اند که ریشه در شایعات و ظن و گمان های غیر مستدل دارند. مثل شایعه وقوع انفجار در طبقات فوقانی ساختمان پلاسکو که متأسفانه برخی مسئولان نیز مطرحش کرده‌اند.

این در حالی است که در این فیلم به وضوح می‌بینیم زمان نسبتا زیادی (شاید حدود 10 دقیقه) پیش از تبدیل برج 17 طبقه چهارراه استانبول به انبوهی از آوار، آتش نشانان خبر از فروریختن دو طبقه از طبقات فوقانی برج را می‌دهند که متأسفانه طی آن، شماری از هم قطارانشان زیر آوار مانده‌اند؛ روایتی رنج آور که همه مردان آتش را مجاب به ترک ساختمان می‌کند و بر اساس آن، فرمان تخلیه سازه پشت بی سیم اعلام می‌شود.

البته این تازه شروع ماجراست، چون اوضاع در داخل ساختمان بحرانی تر از آن چیزی بوده که مردم، حتی شاهدان عینی ماجرا می‌دیدند. این را می‌شود از تلاش آتش نشانان برای خروج از نمای ساختمان پلاسکو دریافت که ثابت می‌کند، بخش بزرگی از پله های سازه فروریخته و غیرقابل استفاده بوده، وگرنه چه دلیلی داشت که شماری از آتش نشانان حتی در طبقات سوم و چهارم از پنجره فرار کنند؟

واقعیتی که در این فیلم به وضوح می‌توان دید و اندوهگین شد. از تماشای چگونگی خروج آتش نشانان از پنجره هایی که هرگز کسی فکر نمی‌کرد، تنها مفر ساختمان بزرگ و مشهور تهران باشد. سازه‌ای با اسکلت فلزی در نما که حکم نردبان شماری از آتش نشانان را یافت و مانع از آن شد که شمار شهدای این حادثه فزونی یابد!

این در حالی است که نردبان‌های آتش نشانان، شماری از پنجره های طبقات فوقانی برج را نشانه رفته بودند تا پل خروج قهرمانانی شوند که در آن طبقات به دام افتاده و فرمان خروج از مهلکه را خیلی پیشتر شنیده بودند. وضعیتی که تا زمان فروریختن پلاسکو ادامه داشت. تا زمانی که اگر دیرتر فرارسیده بود، چه بسا شمار آتش نشانان آسمانی شده این رویداد هولناک کمتر می‌شد.

این فیلم را ببینید تا دریابید دقایق پیش از فروریختن پلاسکو و رقم خوردن آن حادثه شوم، چه بر سر آتش نشانان و دیگر نیروهای حاضر در صحنه عملیات آمد و چه نگرانی هایی موجب متفرق شدن کسبه پلاسکو از محل، پیش از وقوع حادثه شد. با این ملاحظه که کیفیت پایین فیلم در قیاس با حقایقی که روایت می‌کند، قابل صرف نظر کردن است.

راه جلوگیری از تکرار ریزش «پلاسکوها» چیست؟!

بررسی درخواست شهرداران 14 کلان شهر کشور برای «مدیریت واحد شهری»؛

 

اینکه شهرداران 14 کلان شهر کشور خواستار «مدیریت واحد شهری» شده اند، مسأله مهمی است که باید توجه وافری به این موضوع در قیاس با گذشته صورت بگیرد. بیشتر وقت ها شاید یک اتفاق و تصمیم گیری مهم در پس یک رویداد شکل گرفته و اکنون اتفاق تلخ فرو ریختن ساختمان 56 ساله پلاسکو و جان باختن جمعی از هموطنانمان و همچنین شهادت آتش نشانان فداکار، مقدمه ای شده بر تصمیم گیری برای مسأله مهم «مدیریت واحد شهری».

به گزارش «تابناک»، در پی فروریزش ساختمان پلاسکو و حوادث تلخ ناشی از آن، شهرداران 14 کلانشهر کشور به شهردار تهران نامه نوشتند و ضمن همدردی با خانواده‌های داغدار آتش‌نشانانی که در جریان امدادرسانی حریق ساختمان پلاسکو جان خود را از دست دادند، مدیریت واحد شهری را تنها راهکار پیشگیری از «پلاسکو»های بعدی در کشور خوانده و قرار گرفتن نوک پیکان حملات منتقدان را به سمت شهرداری تهران ناروا و ناجوان مردانه خواندند.

در نامه شهرداران کلان‌شهرهای کشور خطاب به شهردار تهران آمده است: شعله‌های سرکش ساختمان پلاسکو، چنان مهیب بود که به فاجعه‌ای ملی تبدیل شد. خانواده‌هایی داغدار شدند و یکی از قدیمی‌ترین ابنیه کشور، به تاریخ پرفراز و نشیب نارسایی‌های زندگی شهری پیوست. با این حال، در پس آوارهای گداخته و شعله‌های پنهان، این چهره مهربان و حماسه‌ساز آتش‌نشانان خدوم شهرداری تهران بود که بار دیگر نمایان شد؛ ایثارگرانی که بدون کوچکترین هراس و تردید، به استقبال فاجعه رفته و نام خود را در صحیفه شهادت، ماندگار ساختند.

در ادامه این نامه با اشاره به این‌که تجارب ارزشمند حادثه پلاسکو، تنها نقطه‌ای است که می‌توان با تمرکز بر آن، غم‌ها و بیم‌ها را به افق‌های امید‌بخش تبدیل کرد، خاطرنشان شده است: ابعاد فنی و عمرانی حادثه، تنها محدود به تهران نیست. شهرداران کلان‌شهرهای کشور سال‌هاست که علی‌رغم بودجه‌های محدود و درآمدهای ناچیز، اقدامات عمرانی خود را در خدمت تقویت مناطق کم‌برخوردار قرار داده و از هر فرصتی برای تبیین موضوع بافت‌های ناکارآمد شهری و مخاطرات آن بهره گرفته‌ است. در یک دهه اخیر، کارگروه‌ها و همایش‌های مرتبط با مباحث توسعه شهری، عمدتاً با تأکید بر نوسازی ساختارهای شهری و ارتقای امنیت عمرانی، پیگیری شده و همواره حمایت‌های تقنینی مجلس محترم و پشتیبانی‌های اجرایی دولت، دو ضرورت مهم این تأکیدات عنوان شده است. با این توصیفات، چه تلخ و تأسفبار است که امروز، در حالی که هنوز پیکر آتش‌نشانان شهید شهرداری تهران، در زیر آوار است، برخی تذکرات سال‌های متمادی را از یاد برده‌ و با پیکان‌های ناروا، شهرداری تهران را نشانه گرفته‌اند.

در ادامه این نامه با تقدیر از آتش‌نشانان دلاور شهرداری تهران که از نخستین دقایق بروز حادثه، به بهترین نحو ممکن، به ارائه خدمات ایمنی و امداد پرداختند، آمده است: به خوبی مستحضرید که سایر کلان‌شهرهای کشور با یک‌سوم تعداد ایستگاه‌های آتش‌نشانی پایتخت، توان اجرای چنین عملیات گسترده و پیچیده‌ای را ندارند. وقوع حادثه مشابه در سایر شهرهای کشور، دور از ذهن نیست و تلفات و خسارت آن، تکان‌دهنده تصور می‌شود. از این روی، رویکردهای ایمنی و آتش‌نشانی، که ارتباط مستقیم با جان شهروندان دارد، موضوع دیگری است که با وقوع حادثه پلاسکو، ایجاد تحول اساسی در آن، بیش از پیش بارز می‌شود.

شهرداران 14 کلان‌شهر کشور مدیریت واحد شهری را تنها راهکار پیشگیری از وقوع حوادث مشابه خوانده و تأکید کرده‌اند: ضرورت «مدیریت واحد شهری» تنها راهبرد موثری است که اولاً: با تحکیم و ایمن‌سازی بافت‌های شهری، می‌‌تواند از وقوع حوادث مشابه در یک برنامه میان‌مدت پیشگیری کند. ثانیاً: در صورت وقوع حوادثی از این قبیل، عملیات امداد و آتش‌نشانی، با حداکثر انسجام، اجرا شود.

اینکه شهرداران 14 کلان شهر کشور، خواستار «مدیریت واحد شهری» شده اند، مسأله مهمی است که باید توجه وافری نسبت به این موضوع در قیاس با گذشته صورت بگیرد. بیشتر وقت ها شاید یک اتفاق و تصمیم گیری مهم در پس یک رویداد شکل گرفته و اکنون اتفاق تلخ فرو ریختن ساختمان 56 ساله پلاسکو و جان باختن جمعی از هموطنانمان و همچنین شهادت آتش نشانان فداکار، مقدمه ای شده بر تصمیم گیری برای مسأله مهم «مدیریت واحد شهری»

دلیل این کار هم می تواند همین بی توجهی به اخطارهایی درباره عدم تأمین امنیت و ایمنی ساختمان پلاسکو دانست که بارها شهرداری و شهردار تهران آن را مطرح کرده اند، اما دستگاه های اجرایی و نظارتی یا به آن اهتمام نورزیده و یا با اغماض به این مسأاله نگاه کرده اند؛ موضوعی که در نهایت باعث ریزش یک ساختمان قدیمی، از دست رفتن جان برخی از بهترین هموطنان مان و همچنین از دست رفتن مال، کار و دارایی های برخی از کسبه آن هم در شب عید. شاید اگر این مقوله یعنی «مدیریت واحد شهری» در کشور حداقل برای کلان شهرها به رسمیت شناخته بود، امروز یا این اتفاق تلخ نمی افتاد و یا اگر چنین حادثه ای بروز می کرد، مقصر اصلی آن و دستگاهی که در این رابطه کوتاهی کرده بود، به طور مشخص معلوم می شد.

یک نکته دیگری که در پس مقوله «مدیریت واحد شهری» نهفته است و شهرداران کلان شهرهای کشور هم به درستی آن را مورد اشاره قرار داده اند، این است که در مواقع «بحران» باید صفر تا صد جمع کردن یک بحران بر عهده یک متولی مشخص باشد، دستگاهی که همه نهادها حرف آن را می خوانند و در مواقع «بحران» هم گوش به فرمان برای رفع موضوع هستند و هم اینکه تمامی امکانات خود را در اختیار دستگاه متولی برای رفع مسأله قرار می دهند؛ موضوعی که در حادثه پلاسکو حداقل در روزهای اولیه نمود چندانی نداشت و هر دستگاهی هرچند به دقت وظیفه خود را به سرانجام می رساند، اما متولی واحدی در این بین وجود نداشت و اقدامات پراکنده، کار را سخت کرده بود.

در صورت اجرایی شدن «مدیریت واحد شهری» در حقیقت متولی و مسئول شهر مشخص است و موازی کاری و صرف هزینه های موازی به هیچ عنوان صورت نخواهد گرفت. در این شرایط می توان همه موضوعات اعم از ایمن سازی، تأمین هزینه های اجرای خدمات شهری، حمل و نقل عمومی و ... را از یک دستگاه انتظار داشت؛ موضوعی که اکنون در بین اختیارات چند وزارتخانه، شورای شهر و شهرداری ها گم شده است و هر کسی ساز خود را در این میان کوک می کند که برخی اوقات این ساز به قدری ناکوک می شود که وقایعی تلخی نظیر فروریزش پلاسکو را به دنبال دارد.

برای این مسأله دو راهکار می توان ارائه کرد؛ موضوع نخست اینکه «مدیریت واحد شهری» با اختیارات تعیین شده توسط مردم و به صورت انتخابی اعمال شود؛ یعنی اینکه شهرداری از سوی مردم انتخاب شود و کار خود را با اختیاراتی که در حوزه «مدیریت واحد» بر عهده او می گذارند، دنبال کند و دوم آنکه این موضوع به صورت انتصابی باشد و در دست دولت های مختلف. بدین صورت که دولتی این اختیارات را به شهرداران بدهد و همچون ستادهای مختلفی که در بخش های گوناگون برای رسیدن به اهداف تعریف شده تشکیل می شود، در حوزه مدیریت شهری نیز ریاست ستاد را بر عهده شهردار گذاشته و تحقق مطالبات مردمی و دولتی را از او انتظار داشته باشد.

نامه 14 کلان شهر کشور نشان می دهد که تهران تافته جدا بافته نيست و برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی در هر نقطه از کشور باید برنامه ریزی درستی صورت بگیرد و پیشگیری های لازم هم به عمل آید. از طرفی تحقق مسأله «مديريت واحد شهرى» می تواند باعث مسئولیت پذیر کردن مدیران شهری در قبال اتفاقات و رویدادهای شهر شهر بشود و اینکه هر کسی در طول دوره اش باید دستاوردها و ضعف های مشخص شود علاوه بر آن قطعا با چنین رویکردی مدیران آینده نیز نمی توانند مسائل، موضوعات و کاستی ها را بر گردن گذشتگان بیندازند. حال باید دید که با مطرح شدن مساله «مدیریت واحد شهری» از سوی شهرداران 14 کلان شهر کشور، آیا اتفاق جدیدی را در این حوزه شاهد خواهیم بود یا اینکه این مساله هم لحظه ای ای و پس از فروکش کردن اخبار مربوط به حادثه پلاسکو شاهد فروکش کردن مطرح شدن چنین درخواست هایی هم خواهیم بود.

این نامه به امضای صادق نجفی شهردار تبریز، سیدصولت مرتضوی شهردار مشهد، مهدی جمالی نژاد شهردار اصفهان، محمد حضرت‌پور شهردار ارومیه، سیدخلف موسوی شهردار اهواز، محمدعلی ثابت‌قدم شهردار رشت، علیرضا پاک‌فطرت شهردار شیراز، سیدمسلم سیدالحسینی شهردار زاهدان، علی ترکاشوند شهردار کرج، سید مرتضی سقائیان نژاد شهردار قم، علی بابایی راینی شهردار کرمان، آرش رضایی شهردار کرمانشاه، سید مصطفی رسولی شهردار همدان و محمدابراهیم عباسی شهردار اراک رسیده است.

درخواست فرمانده آتش‌نشانان از دولت

 

 
یکی از فرماندهان عملیات اطفای حریق در ساختمان پلاسکوی تهران از دولتمردان و مسئولان ذیربط درخواست کرد تا ضوابط لازم برای ورود تجهیزات آتش‌نشانی به کشور برداشته شود و سهولت در این مسیر صورت گیرد.
کد خبر:۶۶۰۵۲۰
تاریخ انتشار:۰۸ بهمن ۱۳۹۵ - ۱۳:۰۱27 January 2017
 
یکی از فرماندهان عملیات اطفای حریق در ساختمان پلاسکوی تهران از دولتمردان و مسئولان ذیربط درخواست کرد تا ضوابط لازم برای ورود تجهیزات آتش‌نشانی به کشور برداشته شود و سهولت در این مسیر صورت گیرد.

به گزارش تسنیم «پویا»؛ امیر مهدیانی یکی از فرماندهان آتش‌نشانی که در عملیات اطفای حریق و ریزش سازمان پلاسکوی تهران حضور داشت  پیش از خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران از همدردی مردم ومسئولان پس از حادثه پلاسکو  قدردانی کرد.

وی به پیام رهبر معظم انقلاب در روز حادثه اشاره کرد و افزود: پیام ایشان دل ما آتش‌نشانان را گرم کرد و انسجام بیشتری در محل حادثه به وجود آورد؛ ما همچنان به شغل و فعالیت خود که نوعی ایثارگری است ادامه می‌دهیم و عاشقانه به شهروندان خدمت خواهیم کرد.

این فرمانده آتش‌نشانی با یادآوری روز حادثه آتش‌سوزی ساختمان پلاسکوی تهران خاطرنشان کرد:‌ آتش‌نشانان دو دقیقه  پس از اعلام حادثه آتش‌سوزی در ساختمان پلاسکو خود را به محل حادثه رساندند و نیروهای کمکی نیز به مرور زمان منتقل شدند.

مهدیانی تصریح کرد: عملیات اطفای حریق به طور جد از ساعت‌های اولیه آتش‌سوزی آغاز شد اما نکته‌ای که حائز اهمیت است حضور تعدادی کسبه و شهروند در محل حادثه بود.

وی افزود: متأسفانه تعدادی از شهروندان و کسبه که در روز حادثه آتش‌سوزی در محل ساختمان پلاسکو حضور یافته بودند از صحنه خارج نمی‌شدند؛ نمی‌دانیم چرا مردم در چنین وقایعی در صحنه حادثه می‌مانند؛ بنده چند صد نفر را در آن روز مشاهده کردم که در ساختمان حضور داشتند و این جای تأسف دارد. 

این فرمانده آتش‌نشانی خاطرنشان کرد: اگر از خودگذشتگی آتش‌نشانان وجود نداشت و اطفاق حریق صورت نمی‌گرفت شاید ساختمان پلاسکو دو ساعت زودتر فرو می‌ریخت و صدها نفر در زیر آوار می‌ماندند.

مهدیانی به از خودگذشتگی آتش‌نشانان در این حادثه اشاره کرد و گفت: آتش‌نشانها ضمن اطفای حریق شهروندان را از ساختمان خارج می‌کردند و حتی زمانی که یکی از طبقات بالایی بر سر تعدادی از همکاران آتش‌نشان فرو ریخت سایر آتش‌نشانان به کمک آنها شتافتند و به راه‌پله‌های فرار و خروجی توجهی نداشتند بلکه مهم عملیات اطفای حریق، نجات مصدومان و کمک به همکاران بود.

وی با بیان اینکه شهروندان، تاجران، انبارداران و کسبه باید به ایمنی ساختمانهای خود توجه داشته باشند، عنوان کرد: متأسفانه برخی قسمت‌های ناایمن در شهر وجود دارد که باید قبل از حوادث به ایمنی آنها توجه شود و بهتر است به جای انجام هزینه بعد از حوادث کارهای ایمنی صورت گیرد.

این فرمانده آتش‌نشان همچنین به سختی و زیان‌آور بودن شغل آتش‌نشانی اشاره کرد و افزود: بسیاری از آتش‌نشانان که شروع به فعالیت می‌کنند از سن 20 سالگی کار خود را آغاز می‌کنند و تا زمانی که سنوات خدمتی آنها پایان یابد 30 سال از عمر شغلی آنها می‌گذرد بنابر این سن آنها 50 ساله خواهد شد و هیچگونه مزایایی به لحاظ سنوات خدمت و بازنشستگی کارایی نخواهد داشت؛ خواهش ما از مسئولان و نمایندگان این است که دقت عمل بیشتری نسبت به این شغل داشته باشند؛ شاید برخی افراد که به سن 50 سالگی برسند فرسوده شوند.

مهدیانی از دولتمردان و مسئولان ذیربط درخواست کرد تا ضوابط لازم برای ورود تجهیزات آتش‌نشانی به کشور برداشته شود و سهولت در واردات آنها صورت گیرد.

وی همچنین به سخت و ناممکن بودن عملیات یافتن شهدای آتش‌نشان اشاره کرد و گفت: توانستیم تمامی شهدای آتش‌نشان را با سختی‌های مختلف از زیر آوار خارج کنیم و به خانواده‌های آنها و سایر همکاران تسلیت می‌گویم.

نشانه‌های تلخی از فراموشی حادثه پلاسکو‌، در 9 روز!

ه گزارش «تابناک»، بسیاری از افرادی که برای نخستین بار تصاویر فروپاشی ساختمان پلاسکو و تبدیل آن به تلی از آوار را دیدند، تصاویر مشهور ریختن برجهای تجارت جهانی در آمریکا برایشان تداعی شد؛ شباهتی که شنیدیم تیتر نخست برخی رسانه های خارجی نیز شد، با این تفاوت که در یازده سپتامبر تهران، خبری از برخورد هواپیما نبود و «حریق» به تنهایی جور ریختن نخستین آسمانخراش ساخته شده در خاورمیانه را کشید.
 
البته برخی با این ادعا موافق نیستند و فرضیاتی مانند وقوع انفجار در طبقات فوقانی پلاسکو را مطرح می‌کنند و این گونه نتیجه می‌گیرند که برج 17 طبقه اسکلت فلزی نمی‌ریخت اگر انفجاری در آن رخ نداده بود. فرضیه‌ای که برخی از موافقانش، برای اثباتش دلایلی نیز می‌تراشند و مستنداتی نیز ارائه می‌کنند.
 
این در حالی است که فرضیات دیگری نیز در این خصوص مطرح شده است. از جمله فرضیه قدرتمندی که همان ساعات نخست پس از وقوع حادثه مطرح و موجب شد مقامات انتظامی و امنیتی نخستین تکذیبیه را در خصوص حادثه صادر نمایند؛ فرضیه نگهداری برخی مواد منفجره در این ساختمان که ساعاتی پس از ریختن ساختمان و رقم خوردن فاجعه، قویا تکذیب شد.
 
فرضیه وقوع حادثه‌ای تروریستی، دیگر گمانی بود که در این خصوص مطرح شد و موافقان و مخالفانی یافت. با این ملاحظه که هرچه از زمان وقوع حادثه دور شدیم، واقعی بودنش بیشتر زیر سوال رفت چراکه برخلاف تمامی حوادث تروریستی، در این رویداد هیچ تروریستی مسئولیت نپذیرفت.
 
این در حالی است که جدای گمانه‌زنی‌ها و شایعات مطرح در این باره، حدس و گمان های وارد و ناوارد زیادی در خصوص دیگر حواشی حادثه پلاسکو نیز مطرح می‌شود. از جمله درباره تعداد جان باختگان این رویداد و واقعی یا غیرواقعی بودن اخبار منتشر شده در این باره. روایت هایی که حجم انبوه اخبار منتشر و تکذیب شده پیرامون این حادثه، بر شمارشان افزوده و ابهامات این حادثه را بسیار فراوان کرده است.
 
 
 
این حجم از توجه عمومی به فرضیات مطرح در ارتباط با وقوع حادثه و رویدادهای پس از حادثه، در حالی‌ست که برخی نکات مهم و کلیدی در خصوص ریختن سازه 17 طبقه اسکلت فلزی واقع در قلب پایتخت به کل مورد توجه قرار نگرفته و هیچ تلاشی برای جلب توجه در این خصوص نیز صورت نگرفته و نمی‌گیرد. درست برخلاف دوران پس از فروریختن برجهای تجارت جهانی در آمریکا و دیگر کشورها!
 
هرچه پس از یازده سپتامبر در آمریکا، شخصیت های علمی و نهادهای قانونی کوشیدند چرایی فروریختن آن برج های مدرن را بررسی کرده، از منظر علمی آن را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و موجب شکل گیری جهشی در ساخت سازه ها در آینده شوند، در کشورمان، در حادثه فروریختن پلاسکو تنها چیزی که مورد توجه قرار نگرفت، بررسی علمی ماجرا بود.
 
رویکردی عجیب که شاید باورکردنی نباشد. از این رو که می‌دانیم متخصصان بسیاری در کشورمان در حوزه ساختمان مشغول به دانش اندوزی و انجام کارند و از دانشکده ها و پژوهشکده های مختلف گرفته تا امثال سازمان نظام مهندسی و وزارت مسکن و شهرسازی، نهادهای فراوانی نیز در این ارتباط فعالیت می‌کنند. مجموعه ای بزرگ از متخصصان و نهادهای مسئول که هرچه همگان کوشیدند درباره پلاسکو و حواشی آن کسب اطلاع کرده، بدانند و اظهار نظر نمایند، واکنش ایشان تنها سکوت بوده و بس!
 
انگار نه انگار که می‌بایست بررسی کرد چرا این سازه فروریخت؟ آیا در طراحی سازه آن خطایی وجود داشت، یا در اجرایش خوب عمل نشده بود؟ اگر ضعف سازه عامل ریختنش بود، چه می‌شد کرد که از فروریختنش جلوگیری شود و چه باید کرد در آینده سازه های مشابه یا حتی ساختمان های نوساز از گزند چنین آسیب های مرگباری در امان باشند؟
 
اصلا چگونه می‌شود فهمید اشکال پلاسکو چه بوده و چه چیزی عامل ریختنش شده؟ آیا بررسی این موضوع ایجاب نمی‌کند که کمیته ای متشکل از متخصصان شکل گرفته و بررسی این رویداد هولناک را در دستور کار قرار دهد؟ آیا برای ارزیابی های اینچنینی، شروع کار پیش از برچیدن آوارهای حادثه ضرورت نداشت؟
 
از همه اینها مهم‌تر، آیا میان انبوه نهادهایی که در حوزه شهرسازی و امور ساختمانی مشغول به فعالیت هستند و هزینه های موجه و غیرموجه زیادی به جامعه تحمیل می‌کنند، هیچ نهادی موظف به بررسی علمی و تخصصی حوادثی مانند فروریختن پلاسکو نیست؟ اگر نیست، پس کارکرد چنین نهادهایی چیست و اگر هست، پس چرا به فاصله 9 روز از وقوع یکی از هولناک ترین اتفاقات ساختمانی در کشورمان، هیچ اظهارنظر رسمی و تخصصی در این خصوص صورت نگرفته است؟ آیا این قصور بزرگ‌تر از قصوری که منجر به ریختن برج قدیمی و مشهور تهران شد، نیست؟!

اتمام آواربرداری در پلاسکو

معاون خدمات شهری شهرداری تهران از اتمام کار آواربرداری پلاسکو و آماده سازی خیابان جهت تردد مردم خبر داد.

یزدانی اظهار کرد: قرار شده بود ساعت 17 امروز کار آواربرداری به اتمام برسد که این کار انجام شد. هم‌زمان نیز در ضلع جنوبی و شمالی خیابان جمهوری مشغول آماده کردن خیابان جهت دیوارکشی هستیم که تا فردا صبح خیابان جمهوری جهت تردد مردم آماده شود.

وی ادامه داد: 1700 کامیون نزدیک به 20 هزار تن نخاله ساختمانی جابه‌جا کردند که این نخاله‌ها در مسافت 5 کیلومتری از محل حادثه ریخته شدند. همچنین در حال بازبینی مجدد هستیم که در صورت پیدا شدن اشیاء قیمتی، آنها را به صاحبانشان بازگردانیم.

ساختمان پلاسکو در 54 سال پیش

 صبح امروز ساختمان 15 طبقه پلاسکوی تهران بطور باورنکردنی فرو ریخت ساختمان تجاری که قدمتی چندین ساله دارد،آیا تا به حال به این فکر کرده اید که چرا ساختمان پلاسکو برای تهرانی ها مهم است؟با ما همراه باشید تا به پاسخ سوالاتی که در  ذهنتان دارید برسید.

ساختمان پلاسکو، در ضلع شرقی چهارراهی است که به آن استانبول می گویند؛ منطقه ای که در دهه های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت.

از پیچ خیابان حافظ که به سمت جمهوری می پیچید، تنها برجی که تا انتهای خیابان توی چشم می زند همین است، برج پانزده طبقه بتونی، یادگار دوران نیمه تمام نوسازی دهه چهل ایران.

ساختمان پلاسکو، در ضلع شرقی چهارراهی است که به آن استانبول می گویند؛ منطقه ای که در دهه های چهل و پنجاه قلب تجارت و دیپلماسی و البته خوش گذرانی و تفریح در تهران بوده است. برج پانزده طبقه ای که اولین ساختمان با اسکلت فلزی در تهران بود و دومین ساختمان بلندی که در آن آسانسور وجود داشت، با سرمایه حبیب الله القانیان (رئیس انجمن کلیمیان تهران و سرمایه دار بزرگ یهودی ایرانی) ساخته شد.

ساختمان پلاسکو

ساختمان پلاسکو در دهه 40

 

وجه تسمیه ساختمان پلاسکو این است که القانیان اصلا مالک کارخانه پلاسکو بود که از جمله مصنوعاتش ظرف های ملامین و پلاستیک بوده است. تکمیل ساختمان از سال 39 تا 41 طول کشید و وقتی که سر برآورد، در تمام تهرانی که آن روزها حدود دو میلیون نفر جمعیت داشت دیده می شد.

 بازار شیک و مدرنی که 29 هزار متر مربع زیربنا داشت، با یک طبقه زیر زمین که حوض و صندلی هایی برای نشستن و وقت گذرانی در آنها قرار گرفته بود، جای مناسبی برای خرید کردن بود و با بقیه مغازه ها و بازارهای سنتی فرق داشت؛ یکی از اولین تجربه های ایرانی ها از «مرکز خرید» مدرن.

 البرزپور از مغازه دارهای قدیمی این بازار است. او می گوید از همان سال 41 کارش را اول در طبقه دوم شروع کرده است؛ زمانی که تنها بیست و چند سال داشت:«وقتی این بازار راه افتاد، سال های اول فقط سرقفلی طبقه منهای یک و همکف فروخته شده بود. شاید 60 درصد کسانی که به این ساختمان آمدند قدیمی ها و استخوان دارهای بازاری بودند، اما آن 40 درصد دیگر، جوان بودند و کاسبی شان را اینجا راه انداختند.»

ساختمان پلاسکو

ساختمان پلاسکو

این فروشنده قدیمی ادامه می دهد:«اوایل ساختمان این طور نبود، در طبقه اول، همین مغازه ای که ما الان در آن هستیم و از باقی واحدهای تجاری اینجا بزرگ تر است، به همراه بیشتر واحدهای تجاری طبقه اول متعلق به سینمادارها بود و کسانی که فیلم پخش می کردند. دفتر تهیه کننده فیلم گنج قارون همین واحدی بود که الان دست من است. بعد، کم کم تمام مجتمع را تولیدکننده ها و فروشنده های پوشاک گرفتند.»

 پیدا کردن کسی که آن زمان ها در اینجا کار کرده باشد، آن قدرها راحت نیست. الان بیشتر مغازه ها مرکز پخش هستند و کمتر تولیدی لباسی از سال های دور در برج باقی مانده است، اما اطراف خیابان منوچهری، کمی بالاتر از برج پلاسکو، در یکی از سمساری های پرت افتاده یکی از کارگرهایی را که در دهه پنجاه در یک تولیدی برج پلاسکو کار می کرد، پیدا کردم که از خاطره آن روزها هنوز به خوبی یاد می کند:«من کارگر یکی از این تولیدی ها بودم، با ماشین های برش ژاپنی پارچه ها را می بریدند، و کارگرها دوزندگی می کردند. آن موقع مزد کارگر ساده روزی 12 تومان بود ولی به من هفته ای 150 تومان پول می دانند؛ آن هم وقتی که بلیت امجدیه 2 تومان بود و با 3 تومان می شد یک غذای خوب در یکی از رستوران های خوب این اطراف خورد، یا حتی در رستوران خود برج.»

ساختمان پلاسکو

طبقه آخر برج پلاسکو، تا همین چند سال پیش، یک رستوران سلف سرویس بوده است؛ جایی که از آن یک راه پله به پشت بام می رفت. می گویند در همین برج چند نفری از این راه خودکشی کرده اند.

 

آقای البرزپور هنوز این خاطره ها را به یاد دارد:«در آن سال های خیلی دور، سه - چهار نفر در این برج خودکشی کردند. یک نفر خودش را از پنجره یکی از طبقه ها به پارکینگ پشتی انداخت، دو نفر خودشان را از همین کریدورها به طبقه منهای یک پرت کردند و کنار حوض مُردند، یک نفر هم از راه پله کنار رستوران خودش را به پشت بام رساند و به پیاده رو پرید.»

 امروز بعد از پنجاه و چند سال، اثری از خانواده القانیان در اداره برج پلاسکو نیست. کاسب های قدیمی پلاسکو می گویند آقای القانیان کمی قبل از انقلاب، برج را به کسی دیگری به نام آقای پرویزیان واگذار کرده بود. اندکی بعد از انقلاب اما ملک به نفع بنیاد مستضعفان مصادره شد، حالا هم مالکیت تک تک واحدها به صورت خصوصی متعلق به سرقفلی داران و کاسب هاست و اجاره واحدهای تجاری به مالک برج پرداخت می شود؛ اجتماع بوتیک های گران قیمت لباس های مردانه، عمده فروشان و تولیدکننده های پیراهن و شلوار مردانه و البته نام های بزرگ تجاری.

ساختمان پلاسکو

طبقه منهای یک هنوز هم همان حوض های بزرگ آبی را دارد، کف آن هم پر از ته سیگار و ته چک و کاغذ یادداشت است، با فواره هایی که ارتفاعشان تا طبقه سوم ساختمان می رسد. بازار پلاسکو، نه شلوغی خیابان هایی که تبدیل به پاساژ شده اند را دارد و نه صدای همهمه و هوای گرفته. به لطف سقف بسیار بلند مجتمع و طراحی دایره وارش گردش و دیدن ویترین بوتیک ها بسیار آسان است. در راهروها هم صندلی هایی برای نشستن وجود دارد که فضای تجاری را انسانی می کند.

 

طبقه های پایین بیشتر خرده فروش هستند. تعداد آدم هایی که هم در راهروها دیده می شوند، بیشتر است. مردان جوان، زوج ها و خانواده هایی که برای خرید آمده اند. قیمت سرقفلی این مغازه ها تا 4.5 میلیارد تومان می رسد. دو طبقه بالا اما ویترین ها کم اهمیت تر می شوند و سرقفلی یک مغازه 30 متری تا 3 میلیارد تومان بالا می رود. روی شیشه اغلب مغازه ها نوشته اند «تک فروشی نداریم». در راهروها هم کارتن های بزرگ جلوی دید را گرفته اند. می گویند بسته هایی است که برای فرستادن اجناس به شهرهای دیگر از آن استفاده می شود.

 

با اینکه برج پلاسکو ساختمانی است که استانداردهای بازار سنتی در ایران دهه 40 را تغییر داد، اما بازارهای کاربردی ایرانی را نیز در خودش قبول کرد. می گویند بخش عمده حمل و نقل بار حتی در پنج طبقه اول که بیشتر خریداران عادی در آن ها رفت و آمد می کنند با چرخ انجام می شود. یادگاری های بازار تهران را می شود در همه طبقه های پلاسکو دید.

ساختمان پلاسکو

590 واحد تجاری برج را بیشتر فروشنده های جوان می گردانند. شغلشان یا بوتیک داری است یا فروشنده تولیدی هستند. اغلب آنها از تاریخ این ساختمان بیشتر از اینکه «مالک اینجا یک یهودی سرمایه داری بود که اعدامش کرده اند»، چیزی نمی دانند.

 

از طبقه پنجم به بعد، دنیای دیگری در پلاسکو شروع می شود. این بخش ساختمان، کوچک تر است و خبری از راهروهای به هم پیوسته نیست. برای رسیدن به این بخش ساختمان، هرچند راه پله هم هست اما باید از آسانسور استفاده کرد. اینجا یکی دیگر از بازمانده های تاریخی ساختمان را می شود دید؛ کارمندهای آسانسور با شیفت هایی که هر شش ساعت تغییر می کند، نشسته یا ایستاده، از آدم ها می پرسند که در کدام طبقه کار دارند و دکمه ها را برای آنها فشار می دهند. یکی شان می گوید:«اگر من اینجا نباشم ظرف دو روز آسانسور را خراب می کنند. روزی 10 هزار نفر با این آسانسورها بالا و پایین می روند ، نمی شود کسی مراقبشان نباشد». روی آسانسورها هم با تاکید نوشته اند «برای حمل بار استفاده نشود».

ساختمان پلاسکو

مردهایی که با آسانسور در طبقه هایی بالایی برج رفت و آمد می کنند، خیلی هایشان یکدیگر را می شناسند؛ یا فروشنده هستند یا کاسب هایی که از این ساختمان جنس مغازه شان را تهیه می کنند. برای بیشتر آنها دیدن یک خانم در اینجا عجیب است. می گویند «محیط، مردانه است».

 در طبقه های بالایی، خبری از اسم های عجیب و دکورهای خوش آب و رنگ روی ویترین مغازه ها نیست. در هر طبقه کاغذ راهنمایی نصب شده است که مشتری ها را به سمت تولیدی هایی که سراغشان آمده اند راهنمایی می کند. راهروها هم پر است از کیسه های پلاستیکی بزرگ با آدرس شهرهای دور و نزدیک و جعبه هایی که قرار است برای کاسب ها ارسال شود و تولیدکننده هایی که می گویند «از آدرس روی کارتون ها عکس نگیرید».

 با اینکه در راهروهای برج پلاسکو خبری از علامت های «سیگار نکشید» نیست، اکثر فروشنده ها برای اینکه مغازه هایشان بوی سیگار ندهد، یا کنار پنجره های کوچک دو طرف راهروها تجمع می کنند یا هم نفس مغازه دارهایی می شوند که در واحدشان پنجره ای رو به هوای آزاد دارند.

ساختمان پلاسکو

هر طبقه بسته به تعداد واحدهای تجاری اش، یک یا دو نماینده در مجمع ساختمان دارد. در نهایت، با انتخابات، مدیر ساختمان را تعیین می کنند و میران شارژ و هزینه های جاری ساختمان را برنامه ریزی می کنند.

در راه پله هایی که به سبک چند ده سال پیش هنوز موزاییکی است با لبه های فلز کوبی شده، کنار سطل آشغال های بزرگ در پاگردها، آگهی تهیه لوازم خیاطی، دکمه و مادگی و چیزهای دیگر را می شود دید؛ در کنارش، آگهی های فروش سرقفلی و مالکیت واحدهاست.

از نمای سپید و قرمز سال های دور برج پلاسکو و مجسمه عظیم «کانادا درای» نارنجی که برای تبلیغ روی برج پلاسکو نصب کرده بودند، حالا فقط قطعات فلزی منظمی باقی مانده است که از یک طرف نمای برج بیرون زده است؛ با این حال، ساختمان پلاسکو هنوز تا فاصله قابل توجهی از هر طرف، کاملاً دیده می شود.

خروج وسایل آتش نشانان از زیر آوار

خروج وسایل آتش نشانان از زیر آوار

عکس: کشف ٢ كپسول ديگر آتشنشان هاي مفقود شده

بررسی علت وقوع حادثه ساختمان پلاسکو

پلاسکو

علت حادثه ساختمان پلاسکو مشخص شد

کارشناس ارشد سازمان نظام مهندسی ساختمان تهران گفت:هنوز گزارش نهایی کار مشخص نشده، اما می توان گفت قدیمی بودن، عدم وجود سیستم اطفاء حریق، عدم بهسازی و بازسازی المان های سازه ای و عدم توجه به مراقبت و نگهداری از ساختمان از مهمترین دلایل فرو ریختن ساختمان بوده است.

صابر پیربرناش با بیان اینکه این ساختمان در سال 1341 ساخته و سازمان نظام مهندسی فعالیت خود را از سال 1374 آغاز کرده است، اظهار کرد:بنابر این در آن زمان سازمان نظام مهندسی وجود نداشت که بخواهد نظارتی بر ساخت این ساختمان داشته باشد.

ساختمان پلاسکو

بررسی علت وقوع حادثه ساختمان پلاسکو

به گفته وی در حال حاضر باید منتظر بمانیم تا مسئولان شهرداری و آتش نشانی در مورد بحث های مقاوم سازی و نگهداری ساختمان نظرات خود را بیان کنند، اما نمی توان قدیمی بودن این ساختمان را انکار کرد.

وی تصریح کرد:زمانی که عمر یک ساختمان بیش از 50 سال می شود باید مقاوم سازی صورت بگیرد. به گونه ای که باید بهسازی و بازسازی برای ساختمان هایی با عمر بالا در نظر گرفته شود تا بتوان نیازهای جدید ساختمان را مطابقت داد.

وی ضمن انتقاد به نبود سیستم اطفا حریق در ساختمان پلاسکو تاکید کرد:این مسئله یکی از مهمترین  مسائلی بود که اگر به موقع به آن توجه می شد میزان حادثه کمتر بود.

ساختمان پلاسکو

ساختمان پلاسکو بعد از فروریختن

پیربرناش با بیان اینکه در حال حاضر سازمان نظام مهندسی تنها در جایگاه یک کارشناس می تواند در این مورد اظهار نظر کند عنوان کرد:  بحث نگهداری از ساختمان یکی از موارد مهم و اساسی است به طوریکه می توان گفت 20 درصد کار معطوف به ساخت و مابقی مربوط به نگهداری از ساختمان می شود.

وی ادامه داد:در همین راستا وزارت راه و شهرسازی مشغول تدوین مقررات جدید برای نگهداری ساختمان است که بی شک می تواند تاثیرات مثبتی را به جای بگذارد.