خودرو فن آوري اطلاعات و ارتباطات جهت فرماندهي و مديريت مهار بحران
|
در زمان وقوع حوادث و بروز شرايط بحراني، تاسيسات مخابراتي و ارتباطي از جمله آسيب پذيرترين موارد است. اين درحالي است که در زمان وقوع شرايط بحراني در يک منطقه، آنچه مي تواند راهگشاي مناسبي براي مديريت بهتر بحران خواهد بود وجود اطلاعات درست از منطقه بحران است که جز در بستر ارتباطي امکانپذير نخواهد بود. خودرو مديريت مهار بحران يا به عبارتي خودرو ارتباطات ابزاري است که به کمک آن مي توان در سريعترين زمان ممکن ارتباط مناسب را با مراکز مورد نياز ويژه ستاد مديريت بحران برقرار نمود. اين خودرو در زمان وقوع بحران به عنوان يکي از اولين تيم هاي اعزامي به منطقه بحران، با استقرار در نزديکترين پايگاه امن در منطقه (قرارگاه تاکتيکي) علاوه بر امکان دسترسي سريع به محل حادثه، امکان برقراري ارتباط منطقه بحراني را با ستاد بحران ايجاد مي نمايد و گزارشات مربوط به اولين ارزيابي هاي خود را از طريق ابزارهاي ارتباطي در نظرگرفته شده در آن به اين مراکز ارسال مي دارد و پس از آن ارتباطات منطقه اي را جهت هماهنگي تيم هاي امدادرسان و راه اندازي يک اتاق بحران سيار فراهم مي سازد. اين تيم موظف است ارتباطات ديتا، صوت و تصوير را با ديگر نقاط برقرار نموده و همچنين امکان برقراري چنين ارتباطي را بين مراکز مختلف در زمان بحران فراهم نمايد. به کمک اين خودرو کليه مديران تصميمگيرنده در ستاد بحران بدون نياز به حضور فيزيكي در محل بحران زده با در اختيار داشتن آمار و اطلاعات لحظه اي مي توانند تصميمات اصولي و بي نقصي را اتخاذ نمايند تا وضعيت بحراني هرچه سريعتر به حالتي پايدار تبديل گردد. از جمله مزاياي اين کار ميتوان به ارائه اطلاعات درست و گزارشات اوليه دقيق، جلوگيري از هرج و مرج هاي و اظهارنظرهاي سليقه اي و شتابزده که در اينگونه شرايط معمولا توسط افراد غيرمسئول صورت مي گيرد، امکان ايجاد يک فرستنده راديوئي FM اطلاع رساني به حادثه ديدگان بحران در اسرع وقت و بهرهگيري از يک مديريت يکپارچه بحران اشاره نمود. علاوه بر اين در زمان وقوع بحران هاي بزرگ تر و در صرت آسيب ديدن زير ساخت هاي ارتباطي و مخابراتي زميني مي توان از اين خودرو هاي بدون نياز به بسترهاي مخابراتي زميني استفاده نمود. بدين صورت که با قرارگيري اين خودروها در مناطق استراتژيک در زمان وقوع حادثه، برقراري ارتباط بين خودرو ها با توجه به تجهيزات مخابراتي و ارتباطي آنها امکان پذير است. در اين حالت مي توان خودرويي را به عنوان پايگاه مرکزي نيز در نظر گرفت و ساير امور را از طريق اين پايگاه مديريت و کنترل نمود. |
|
|
بحران نوعي پاسخ به وقايع خطرآفرين است که خود به صورت يك شرايط دردناك تجربه مي شود که مي تواند به چند ساعت محدود شود و يا هفته ها به درازا انجامد. بحران دو جنبه دارد؛ از يك جنبه آن، اضطراب و تنش پديدار مي شود و از جنبه ديگر ساز و كارهايي براي حل مشكل به حركت در مي آيد. واكنش هاي سازگارانه در برابر بحران، پتانسيل رشد بحران رابه حركت در مي آورد و بر عكس، واكنش هاي ناسازگارانه باعث عميق تر شدن بحران، انحطاط، واپس گرايي و بروز علائم جديدي از بحران مي شود. بحران ها در انواع مختلف خود، جزء جدايي ناپذير زندگي اجتماعي محسوب شده و روز به روز برتعدد و تنوع آنها افزوده مي شود که بر اساس ملاكهايي چون شدت، نوع منبع ايجاد كننده، ماهيت بحران و شيوه هاي مواجهه با آن طبقه بندي مي شود. يكي از آنها، بحران هاي ناشي از سوانح طبيعي است. بحران را مي توان به طور کلي به دو دسته مزمن و حاد دسته بندي نمود. § بحران مزمن وضعيتي است که مي تواند ماه ها و حتي گاهي سالها به طول بيانجامد و هر کسي را که در اين پروسه قرار دارد از ميان بردارد. بحران هر چه بيشتر ادامه يابد تغيير دادن توالي رويدادها نيز در آن مشکل تر مي شود. § وضعيت بحران حاد، چيزي است که بسياري از مردم در هنگام فکر کردن به بحران در ذهن دارند، خسارات وارد شده است و چاره اي وجود ندارد! مديريت و مواجهه با بحران بحران ها از هر نوعي كه باشند، داراي ويژگي، علايم، مراحل و شيوه هاي مواجهه (شيوه هاي مداخله اي) تقريبا يكساني هستند که از آن جمله مي توان به موارد زير اشاره نمود: § نياز به تصميم گيري بديع دارند. § عدم واکنش سريع معمولا پيامد نا مطلوب دارد. § راه حل ها محدود هستند. § زمان به نفع تصميم گيران نيست. § تصميمات غلط ، عواقب وخيم دارند. § شدت گرفتن غير منتظره رويدادها وضعيت بحراني را تشديد ميکند. § انتقال سريع تصميمات اخذ شده در محل فيزيکي بحران § اطلاع رساني به معين هاي خارج از محل بحران § ارسال سريع عمق بحران و فاجعه به خارج از مکان فيزيکي بحران § ايجاد سريع ستاد مديريت بحران همراه ابزارهاي ارتباطي در محل فيزيکي بحران § ايجاد شبکه ارتباطي بين معين هاي کمک رسان وارد شده به محل فيزيکي بحران در چنين وضعيتي توجه به سه عامل مي تواند اهميت داشته باشد: § اينکه وضعي که پيش آمده منافع سازمان، جامعه و ... را تا چه حد مورد تهديد قرار داده است؟ § زمان لازم براي عکس العمل چقدر است (فرصت)؟ § براي سازمان تا چه حد غير منتظره بوده است (غافلگيري)؟ زماني که مديران با يک وضعيت بحراني روبه رو مي شوند، شناخت صحيح مسئله و ارائه راه حل مناسب در زمان معين مي تواند فرصت هايي را براي سازمان به وجود آورد. به عبارت ديگر مديريت بحران موثر، نيازمند يک رويکرد نظاممند است که مبتني بر هوشياري و حساسيت مديريتي و يک درک خوب از اهميت برنامه ريزي دقيق و آمادگي سازماني است . ادبيات مديريت بحران بسيار گسترده بوده و از مواردي چون جنگ و جنگ گريزي (پيشگيري از جنگ) تا مديريت فجايع طبيعي و بشري را در بر مي گيرد. شرايط بحراني مي تواند به شکل هاي مختلفي بروز کند و تغيير و تحولات گوناگوني را شکل دهد. هدف اصلي مديريت بحران دستيابي به راه حلي رضايت بخش براي برطرف کردن شرايط غير عادي، به طريقي است که منافع و ارزش هاي اساسي حفظ و تامين شود. تعجب و غافلگيري، نخستين عامل مخرب در بسياري از بحران ها مي باشد. به تجربه ثابت شده است که براي دست بکار شدن و پاسخ گفتن، تنها يک روز وقت است. اين 24 ساعت تعيين کننده ميباشند، در اين مدت اذهان عمومي بسيار سريع شکل مي گيرندکه تغيير آن بسيار مشکل است. بحرانها را مي توان از ديدگاهي به دو دسته بحرانهاي طبيعي و غيرطبيعي دسته بندي نمود. § بحران طبيعي: خارج از خواست، ميل، اراده، عزم، نيت، فکر، انديشه و عملکرد بشر ايجاد و حادث ميگردد. مانند: سيل، زلزله، آتشفشان، بهمن، صاعقه، امراض ناشناخته، رانش زمين و ... § بحران غير طبيعي (مصنوعي): برخي از بحرانها با خواست، ميل، اراده، عزم، نيت، فکر، انديشه و عملکرد بشر ايجاد و صورت ميگيرد. مانند: آتشسوزي، تصادف، مشکلات سازماني، انفجارهاي صنعتي و خرابکارانه، جنگ، کودتا، و ... هر يک از اين دو دسته نيازمند به کارگيري بخش هاي خاصي از جامعه در مديريت بهتر بحران است. به طور کلي بحران هاي طبيعي معمولا در سطح ملي و بحران هاي غير طبيعي با تدابير داخل سازماني و با همياري برخي از سازمان هاي NGO مورد بررسي قرار مي گيرند. عمده ترين نقاط ضعف مديريت بحران در دنياي امروز را مي توان عدم هماهنگي و همکاري سازمانها، کمبود ضوابط و مقررات جامع و مانع، پراکندگي و ناکافي بودن قوانين و مقررات موجود و محدوديت منابع مالي دانست، اما خوشبختانه نقاط قوت بسياري نيز وجود دارد که خود شامل تجارب مفيد در مديريت بحرانها و روحيه تعاون و نوعدوستي در جامعه و مشارکت خوب و ارزشمند مردم و سازمانهاي NGO همچون جمعيت هلال احمر است که ميتوان با مرتفع نمودن نقاط ضعف و توجه بيشتر به نقاط قوت راه را براي عملکرد هر چه بهتر و قويتر در امر مديريت بحران هموار نمود. وقتي که مديران با يک وضعيت بحراني روبه رو مي شوند ، شناخت صحيح مسئله وارائه راه حل مناسب در زمان معين مي تواند فرصت هايي را براي سازمان به وجود آورد. بايد تهديدها و فرصت ها را به خوبي شناخت و خود را براي مقابله با تهديدها و استفاده از فرصتها آماده ساخت. ستاد بحران عوامل زيادي در تعريف و تشخيص بحران از ديدگاه روش تصميمگيري نقش عمده دارند که از مهمترين آنها مي توان به "تهديد"، "زمان" و "غافلگيري" اشاره نمود. بحرانهاي مختلف برحسب اينکه ميزان هريک از عوامل سهگانه فوق در آنها شديد، متوسط يا ضعيف باشد درجهبندي ميشوند که شدت تهديد، کوتاهي زمان و غافلگيري از ويژگيهاي بحرانهاي حاد هستند. بنابراين تصميمات بهتناسب شدت تهديد، تداوم زماني و درجه آگاهي متفاوت هستند. بايد توجه داشت بحران بهطور اجتنابناپذير از سه بعد، تصميمگيري را تحت تاثير قرار ميدهد: 1. هدفهاي عالي و حياتي واحد تصميمگيرنده را تهديد ميکند؛ 2. زمان واکنش را براي اتخاذ تصميم محدود ميسازد؛ 3. عناصر و عوامل، تصميمگيرنده را با بروز ناگهاني خود غافلگير ميکند. در اين خصوص مراحل بحران به چهار بخش دسته بندي مي شوند: § مرحله قبل از بحران (پيش بيني، پيشگيري، آمادگي) § مرحله شروع بحران (هشدار، مصونيت، ارزيابي مقدماتي و آغاز بسيج) § مرحله حين بحران (پاسخگويي سريع، امداد و نجات) § مرحله پس از بحران (بهبود، بازسازي، توسعه مجدد) حساسيت اين مراحل لزوم ايجاد ستاد بحران در سازمانها و شرايط حساس را مورد توجه قرار ميدهد. مديراني که در شناسايي بحران کوتاهي ميکنند و هيچ برنامهريزي براي آن ندارند، هنگام بحران دچار گرفتاريهاي شديدي خواهند شد . در ايران در تاريخ 17/3/1348 قانون پيشگيري و مبارزه با خطرات سيل به تصويب مجلس رسيد و بعد در سال 1386 قانون مديريت بحران کشور به تصويب مجلس رسيد که به صورت سازمان شکل گرفت. تشکيل ستاد بحران بايستي با حضور تمامي نيروهاي مطلع و مسئول شکل گيرد که از جمله ويژگي هاي آن مي توان به موراد زير اشاره نمود: 1. تقسيمبندي وظايف 2. حضور يا ارتباط دائم 3. استفاده و بهرهمندي از نيروهاي مسئول 4. انجام خدمات امداد و نجات 5. تشکيل هستههاي عمليات 6. آگاهي دادن به بحران زدهگان 7. گزارش اقدامات به مديران عالي در وضعيت بحران به يک مرکز کنترل نياز است که مرکب از افرادي است که قوه تميز خوبي داشته و داراي ويژگي انجام تصميمگيري و برقراري ارتباط اثربخش با ديگران ميباشند. معمولا بهترين افراد اين گروه مديران بلند پايه هستند. اين گروه به منظور دستيابي به تصميمگيري هاي درست و بهنگام نيازمند دسترسي به اطلاعاتي از محل بحران است، يک گروه عملياتي بررسي بحران ميتواند ابزار بسيار خوبي براي اين کار باشد. به ويژه زماني که مشکلات، تمام مرزهاي کارکردي و سازماني را دربرگرفته باشد. زماني که سازماني در فکر آمادگي براي مقابله با بحران است، در حقيقت در نيمه راه برنامهريزي براي مواقع اضطراري است. مسلماً مديران خلاق و مبتکر ميتوانند شرايط بالقوه بحرانها را تصور و جزئيات پيچيده آنرا ترسيم کنند. سرعت و شتاب تغييرات سبب ميشود ابعاد و گستره بحرانهاي موجود حتي در زمينههاي مشابه تفاوتهاي چشمگيري داشته باشند. اما همين تغييرات شگرف و رشد و توسعه چشمگير صنايع مختلف امکانات جديدي را براي تصوير آينده و پيشبيني شرايطي که در هيچ آزمايشگاهي قابل بازسازي نيست فراهم ساخته است. در يك بحران سازمانها و ادارت مختلفي (در كشور ما نهادهايي همچون وزارت بهداشت، هلال احمر، سپاه، پاسداران، بسيج، فرمانداري ها، شهرداري ها، ارتش جمهوري اسلامي ايران و حتي وزارت خانه هاي تخصصي) درگير خواهند بود كه در صورت برنامه ريزي غلط ممکن است با تداخل وظايف روبرو شوند. ارائه اطلاعات به موقع مي تواند به پيشگيري از اين موارد کمک کند. اهميت اطلاعات در مديريت بحران در مديريت بحران، وظايف مختلفي بر عهده گروه مديريت است: § شناخت بحران و مسئله § ارزيابي اطلاعات § بررسي اخبار مربوطه § توجه به امکانات و توانمنديهاي موجود § پيشدستي در مقابل شايعات § ارزيابي راه حلهاي موجود § و نهايتاً انتخاب بهترين راه همانطور که عنوان شد، وظيفه مديريت بحران اتخاذ تصميمات موثر براساس اطلاعات صحيح در جهت کاهش خسارات و کنترل سريع بحران است. اين پروسه در نهايت با شناخت کنشها و واکنشهاي سيستماتيک انجام ميشود. در غير اينصورت تصميمات چيزي جز آزمون و خطا نخواهد بود و با توجه به سه عامل، محدوديت زمان، تهديد و غافلگيري نميتوان انتظار داشت جايي براي چنين رويکردي باشد که گوياي اهميت حياتي بهرهگيري از اطلاعات درست در زمان درست در مديريت بحران است. از اين روهمواره بايد با استفاده از فناوري و اطلاعات و داده ها و شناخت و تسلط کافي بر سه عنصر زمان - مکان و ابزار اطلاعات در کاهش خسارات در شهرها و مجتمع هاي زيستي اعمال مديريت کرد |
|



